گزارش جلسه 12 اسفند
:شهدخت روستایی فارسی
پیامک آمده از سوی قلمان
که تا دعوت کند از جمع رندان
بساط, نقل و شیرینی محیاست
مبارک باشد این میلاد پیمان
****
عاقبت با همت ما یار در کابینه رفت
این عروس عشوه گر را جان ما کابین شده
محفل این هفته ی رندان شیرازی ز شوق
نه نمیگویم بدان اما که.............. شده
****
درجهان هرگز نیاید تای تو
روی کرسی ریاست جای تو
همچنان در حال دعوت کردنی
ای فدای همت والای تو
کاش می شد مجلس اصلاح طلب
خرمنی از زر بریزد, پای تو
دوست دارم لهجه ی شیرازی و
گفتن آن پاسخ زیبای تو
یک جهانی منتظر تا بشنود
از زبانت با لطافت های تو
من که فردا عازم قیرم کاکا
چون نمی آیم به محفل وای تو
علیرضا لنکرانی:
عاقبت با همت ما یار در کابینه رفت
لیک من باشم اقلیت در این محفل بدان
من ندادم رای بر اصلاح طلب!!
لطف کن اما مرا از در مران !
علی اکبراکبرپور:
عاقبت با همت ما یار در کابینه رفت
آن یکی هم دک شدوباشیون باکینه رفت
محمد جاوید:
آن کس که پر از عطوفت و احسان است
چون شمع میان محفل رندان است
آن که ولک است و تحفه ی خوزستان
روراست بگویمت فقط پیمان است
علی اصغر نجفی(اغو):
ای فدای هم تو و هم انجمن
ای به قربان شما شیرین سخن
مرسی ام از اینکه دعوت می کنی
هرسه شنبه بنده و امثال من
***
عاقبت با همت ما یار در کابینه رفت
نوش جانش باد هرچی می خورد این چار سال
کمال سام:
هرچه دعوت کرده ای ما آمدیم
همچو عبد و برده ای ما آمدیم
بازهم دعوت بکن با شور و حال
کن فراهم. نرده ای ما آمدیم
***
عاقبت با همت ما یار در کابینه رفت
در حقیقت جای یارو مار در کابینه رفت
تا به بندد بار خود در چشمه های اختلاس
بنگری یک آدم مکار در کابینه رفت
.
یدالله محمودی:
عاقبت با ياري ما يار در کابينه رفت
باز آن بيچاره ي بيکار در کابينه رفت
راي خود را من به او دادم اگر چه واضح است
آنکه ما را مي کند انکار در کابينه رفت
بنده در قشم نايب الزياره شما هستم!
رحيم پيمان:
عاقبت با همت ما يار در كابينه رفت
با وجود آن همه انكار در كابينه رفت
رفت و كلّ نقشه ها را نقش روى آب كرد
بر خلاف رغبت اغيار در كابينه رفت
رضازارعی:
عاقبت با همت ما یار درکابینه رفت
پس گهی ای وای ما و گاه هم ای وای تو
علیرضا حمیدی:
عاقبت با همت ما یار در کابینه رفت
این مبارک حادثه روزوشب آدینه رفت
غم شوددوروبه جایش شادی وامیدباد
همچوزنگاری که ازهرچهره وآیبنه رفت
عبدالمحمد صفازاده:
عاقبت با همت ما یار در کابینه رفت
کیسه کش یزدی ما با رای ما از (بینه) رفت
بینه: رخت کن حمام های قدیم
داریوش جاوید تاش:
ای فدای مهربانیهای تو
وان خلوص ودعوت زیبای تو
میرسم خدمت به شوق دیدنت
تابگیرم بوسه از سیمای تو
***
شکربنده انتخاباتی که درآدینه رفت
بهردادن رای هرکس بادلی شادینه رفت
هفتم اسفندو گاه انتخاب مجلسین
ازبرای رفع تکلیفش نر و مادینه رفت
ایخدا دانی دوای مارابین هود و زوروست
کی شود اینده بینم دهشت پارینه رفت
ابوالقاسم صلح جو(پیرسوک):
عاقبت با همّت ما، یار در کابینه رفت
گفت "میره"یک نفر شیرازی و در جا گریخت!
ناصر زارعی (دايي ناصر ):
عاقبت باهمت ماياردركابينه زفت
برسرسفره ماشايدگذاردپول نفت
بهرام غلامی (آبدانیو):
عاقبت باهمت مایار درکابینه رفت
صدرمجلس هم مذکررفت هم مادینه
رفت.............ک
سيد محمد امين آل ياسين:
عاقبت باهمت مایار درکابینه رفت
با شعار دست هاي كاري و پر پينه رفت
بعضی از کارهای خوانده شده:
رحيم پيمان:
ديدى كه تيم اميد آخِر شكست ما را ؟!
اى صاحب كرامت ، كارى بكن ، خدا را
در خبرگان و شورا مارا گذر ندادند
گرتو نمى پسندى ، دستى ببر در آرا
محمد جاوید:
تقديم به نمايندگاني كه دوره ي قبل در مجلس مردانه خوابيدند و اين دوره هم براي ادامه ي اين راه دوباره انتخاب شدند:
تبريك:
تبريك به تو كه بعد از اين هم
يك نقطه براي خواب داري
تبريك كه چار سال ديگر
بر كرسي سابقت سواري
نه قرص ديازپام خواهي
نه دوغ براي خواب راحت
بر صندلي خودت فرو رو
چون هست زمان استراحت
گاهي به صداي زنگ مجلس
از خواب خوشَت كمي رها شو
احسنت بگو به هر چه گفتند
در خدمت خلق خود فنا شو
گاهي تو براي عرض اندام
با دولت خود مخالفت كن
گر خسته شدي از اين همه كار
در وايبر و وات ساپ چت كن
تبريك به تو كه دوره ي قبل
از خواب ركورد را شكستي
در موقع نطق ِ قبل ِ دستور
مردانه دهان خويش بستي
تبريك دوقبضه را ز «جاويد»
آقاي وكيل شو پذيرا
اين دوره مشابه ِ گذشته
تو باز دهان خود مكن وا
****
قدردانی ملکه ی انگلیس از مردم تهران:
مردم تهران تشکر،مرحبا
چون که اول شد در آن جا لیست ما
تا شما باشید پشتیبان من
من نمی ترسم ز مار و اژدها
پس دعاهای من ِ روباه پیر
باد از لندن به همراه شما
****
دعای دلواپسان:
اليزابت الهي كور گردي
به نزد شوهرت منفور گردي
ز مجلس دور كردي جمع ما را
الهي كه ز كاخت دور گردي
به دستور تو تق ما در آمد
دچار وصله ي ناجور گردي
خمار آلود كردي دوستان را
اسير منقل و وافور گردي
فنا دادي همه دلواپسان را
دچار ضربه ي ساطور گردي
تو دادي نان ما را دست «اكبر»
الهي گشنه و رنجور گردي
تو كه ما را چنين دق مرگ دادي
بزودي رهسپار گور گردي
بگو «جاويد» با اين روبه پير
دچار غده و تومور گردي
ابوالقاسم صلح جو(پیرسوک):
1-به "خر" بفروش هستند، خودرو سازهای ما!
2- شیرازی است، رنگِ شرابیِ موهایت!
3- به قلب من نزدیک تر است، سنگ!
4- برایت میمیرم، دکترها جوابم کرده اند!
5- خفه شدم، تا در هوای یار تهرانی ام نفس کشیدم!
6- تا پشت اش را "خالی" کردم، اجاره رفت!
7- چون شب یکرنگ ام، به روز نمی شوم!
8- "باران" آمد، جای خالیت را پُر کرد!
9- موسی نیل را شکافت، امّا نتوانست فرعون را از وسط جِر بدهد!
10- تا دل اش را"زدم"، به رویم تُف انداخت!
11- اُلگویم بود، عبرت ام شد!
12- سر انجام فرهاد، مرگِ" شیرین" است!
13- "بغل" اش، دوای درد ام بود وقتی زیرِ"بغل" اش می زدم!
14- دختر "لارژی" را، "اِسمال" کرد!
15- سانتریفوژها، با"الهام" هم "چرخنده" نشدند!
ناصر زارعي (دايي ناصر):
-آقای دکترداروهایی که برام نوشتیدهرچه استفاده میکنم نتیجه ای ازش نمیگیرم ؟
-اشکال نداره بجاش من ودکترداروخانه نتیجش روگرفتیم !!!
***
-تواززندگیت راضی هستی؟
-اززندگیم راضی ام ولی اززندیگم (زن دیگم)راضی نیستم
***
-ستادانتخابات دهمین دوره مجلس اعلام کردتعدادی پماد سوختگی با پنجاه درصدتخفیف ویژه برای اصول گرایان ودلواپستان درکلیه داروخانه های سراسر کشور توزیع گردیده است !!
ابراهيم زهري:
چون به اینترنت جهان وابسته شد
پیر وبرنا عاشق و دلبسته شد
از شمال واز جنوب وشرق غرب
قلب انسانها به هم پیوسته شد
روز اول طبق فرمان پدر
سیستم خوب وایرلس بسته شد
بهد از آن با وایبر و اسکایپ ولاین
ارتباطات جهان همبسته شد
ابتدا چون سایت رندان را بدید
شاد وخندان عاشق و دلخسته شد
شعر طنازان بخواند و شاد شد
غنچه ی خندان لب ، بشکفته شد
شد اسیر ومبتلای چت ، پدر
وارد چندین گروه ودسته شد
روز وشب حتی به هنگام سحر
فیلم ها دانلود نمود و خسته شد
آنچنان افراط در کارش نمود




زرويي نصرآباد ميگويد:تهمایۀ طنز تلخ است، مثل قهوه که هرچه هم شکر به آن بزنی، اگرچه ابتداشیرینیاش را حس میکنی؛ اما چیزی که در دهانت تهنشین میشود و مزهاش میماند، همان تلخیست