گزارش جلسه ي 28 بهمن ماه


امروز هم در همان ساعت و همان محل جلسه بود

پيامك دعوت نامه:

به دعوت زتو گرجدل میکنم
تو را باسماجت کچل میکنم
دلیلش همان شوق دیدار توست
بیایی اگراین عمل میکنم
زنم دست بر سینه گرخانمی
تورا هم که مردی بغل میکنم

اقتراح: (تفهیم هنرچندکنی بی هنران را؟)                   ناصراجتهادی

پاسخ ها:

ابراهيم زهری:

می پذیرم دعوتت باعشق وبی جنگ و جدل
چون که می ترسم در این میدان شوم کور و کچل
از تمنای وصالت شب ندارم خواب خوش
من به دیدارت بیایم توی تالار غزل
گر مهیا شد بساط شعر و شادی وسرور
در حضور جمع رندان من تو را گیرم بغل
بعد از آن بارخصت از یاران خوب وبا وفا
چونکه گویی، من بخوانم یک رباعی یا غزل 
 ***
تفهیم هنرچندکنی بی هنران را 
این طایفه ی خفته ی درخواب گران را

ادامه نوشته

گزارش جلسه 21 بهمن

 جلسه ي امروز هم كما في السابق بعله

دستور جلسه:ابراز سرور و شادماني و شيريني خورن به مناسبت تولد اسدالله فهند‍ژ سعدي(بلبل شيراز) دامت بركاتُ

مجري پلاك موقت  اين هفته :جواد فرج پور

پيامك دعوت نامه:

دوباره سالروزانقلاب است
کنارش زاد روزاین جناب است
به دنیا آمدم این روز بنده
که دنیادلخور ودراضطراب است
بیااین چارشنبه گرنیایی
حسابی انجمن حالش خراب است

اقتراح:    (بازتبلیغات شد بار دگرچسبانده اند)           فهندژ

پاسخ ها:

شهدخت روستایی :

 به دنیا آمدی در ماه بهمن
کشیدی مردمان را توی برزن
به ظاهرگر چه یک  استخوانی
سیبیلت از چه رو گردیده ده من
اگر کیک و پذیرایی به راه است
بیایم بنده هم همراه یک ون
ولی از آن یکی حالم خراب است
که دزدانند میان روز  روشن
برادر روز میلادت مبارک
کنار لاله و پروین و سوسن


رحيم پيمان:

آمدى دنيا تو در اين گير و دار
تا شوى طناز اين شهر و ديار
دست خالى سوى اين محفل نيا
با خودت يك جعبه شيرينى بيار
****
( باز تبليغات شد بار دگر چسبانده اند
عكس خود را هم به خورشيد و قمر چسبانده اند )

ادامه نوشته

گزارش جلسه14 بهمن

جلسه امروز هم در همحل همیشگی برقرار شد

پیامک دعوت نامه:


بنازم طنزپردازی دمت گرم
خصوصااهل شیرازی دمت گرم
برای آمدن درجمع رندان
به شوق و ذوق می گازی دمت گرم

اقتراح: (شهرداری درخیابانها خرابی میکند)             ازمرحوم تفکری  پرچانه

پاسخ ها:

الهه خدام محمدی:

شهرداری در خیابانها خرابی میکند
بابتش باید بگیرد جان من ، اسکار را


روح الله همت:

من خودم  صد مرتبه این ماجرا رادیده ام
شهر داری  در خیابانها خرابی میکند
شهردار محترم  هم پشت میزو مسندش
مثل خان لم داده و فکر حسابی میکند
کار او باشد فقط بلعیدن آجیل وموز
گاه گاهی هم خودش را آفتابی میکند
ریش هم دارد نماز و روزه هم باشد بلد
دوستی با اهل بیت انقلابی میکند
طبق دستور عیال محترم هر سال او
بنز خود راگاه قرمز گاه آبی میکند
بی جهت که نیست ایشان درس خوانده سالها
زین سبب آقا کلامش را کتابی میکند
کارهای شهرداری  روی دستش مانده است
گفته که فکری به حال بی حجابی میکند
قافیه تنگ آمده اما دلم آرام نبست
شهرداری در خیابانها خرابی میکند

ادامه نوشته

جلسه7 بهمن ماه

جلسه ی امروز هم در سالن غزل تالار حافظ برگزار شد

 

پیامک دعوتنامه:

ناز ای طناز بامجلس نکن
جمع راباغیبتت دپرس نکن
از کلامت طنز میریزد عزیز
پس دهان را باز کن خس خس نکن
گرکه می آیی سر ساعت بیا
اینقدر در آمدن فس فس نکن

اقتراح : من اگربی سروپایم به توربطی نداره      حسین نعیمی ذاکر(مجرد)
    

ابراهيم زهري:

من اگربي سروپايم به توربطي نداره 
يااگرسربه هوايم به توربطي نداره
گربه مسجدروم و پشت به ميخانه کنم 
درپي ذکرو دعايم به تو ربطى نداره 
 قندخون من اگرگشته فزون از صدوده 
عاشق شربت وچايم به توربطي نداره
 بعديک عمراگرعاشق وشيداشده ام 
چونکه محتاج صفايم به توربطي نداره     

بهرام غلامی (آبدانیو):

من اگر بی سرو پایم به توربطی نداره
تواگرکاخ نشینی چه به مردم چه به من

ادامه نوشته