27 آذرماه
پیامک این هفته:
خویش را این هفته راحت کن نیا
هفته ای را استراحت کن نیا
در زمین طنز خود بیلی بزن
این فراغت را فلاحت کن نیا
تا این لحظه جوابیه ای به دستمان نرسیده
برای خالی نبودن عریضه:
حسن شعبانی(بانی):
شب یلدا
کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم
پرتقـــــــــــــال و هندوانه
خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه
گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه
شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه
به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه
پس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه
که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه
چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه
نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ- "جنیفر لوپز" آمــــــــــــــــد در میانه
عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟
به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!
نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه
به خود گفتم که"بانی" این تو بودی که دست همســـــــرت دادی بهانه
خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه
ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم: "مدونا" هم کنارش، هر سه وانه!!
و آن شب در به روی مــن نشد باز شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه
شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه
نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه
ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار- بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!..

شب یلدا رسیده:
یک امشب را نخواب ای نور دیده! شب یلدا رسیــده!
که خواب از چشمها یکسر پریده! شب یلدا رسیــده!
بکن کیف از ســـر شب تا سپیده شب یلدا رسیــده!
هجوم میهمانـــــــــــــان گرامی پی عــرض سلامی
فزون تر بهـــــــر عرض احترامی -و البت صرف شامی!-
جلـــوی درب منزل صف کشیده شب یلدا رسیــده!
تتق تق تق صدای کوبـــه ی در فک و فامیل همسر
فریبرز و مجیــــــد و دائی اکبــر تقی خان با سه خواهر
زری خاتون و مرجــــان و فریده شب یلدا رسیــده!
نگاهی زیر چشمی کـــن به آنور به حالات غضنفــر
دو پرس و بعد از آن یک پرس دیگر پس از یک ربع، از سر
تـــو گویی معده اش ترمز بریده شب یلدا رسیــده!
پس از شام اندر آن بزم شبانه به شوری عاشقانه
هجوم آورده ســــوی هندوانه پس از آن بی بهانه
به چاقـــــو سینه ی آن را دریده شب یلدا رسیــده!
ز بعـــــــــــد انهــــــدام هندوانه انــــــــار دانه دانه
-همان صد دانــــــه یاقوت ترانه! که حفظ درسخوانه(!)-
دو تا را خورده، شش تا را مکیده! شب یلدا رسیــده!
سوی پشمک سپس وا کرده راهی دو لپّی خورده گاهی
شده سیر و پس از شکر الهی(!) از آن خواهی نخواهی
ز بهر مزمزه از نـــــــــــو مزیده ! شب یلدا رسیــده!
همه مبهوت آن حلوا خورانش به ویـــژه میزبانش
دو دستی هی تپانده در دهانش نمی دانی چسانش
به عمرش گوئیــــــا حلوا ندیده! شب یلدا رسیــده!
ز بهــــــــر میهمانان بوالفضولا! بخوان در وصف یلدا
مهیـــــــــــا کن بساط شادی ما بدان این رسم زیبا-
به مثل عیده و چون ما سعیده! شب یلدا رسیــده!

1- وضعش که توپ شد به کانادا شوتاش کردند.
2- با "خط" دفاع، گزارش ورزشی مینویسم.
3- پا به توپ بود که با دروازهبان، دست به یقه شد.
4- فوروارد که تغذیه شد، آروغ زد.
5- کشتیگیر که کمر گرفت، مربی پیشنهاد سگک داد.
6- ضربهی دروازهبان، زیرِ چشم داور فُرود آمد.
7- توپ که در زمین خوابید، همهی ورزشگاه، سکوت کردند.
8- تا سرشاخ شدند، داور میانجی شد.
9- پرستار پاس بُریدهی والیبالیست را پانسمان کرد.
10- پشت منطقه جریمه، داور نقدی حساب میکند.
11- دروازهبان دلدرد میگرفت وقتی گُل سختی میخورد.
12- تا دروازهبان توپ را در آغوش گرفت، همسرش اعتراض کرد.
13- توپ باد شده، با یک شوت، توفان شد.
14- فوتبالیست با دفع ناقص مجبور به رفتن توالت شد.
15- شیشه بُر، برای پایین آوردن شیشهها، به سراغ توپ فوتبال رفت.
16- توپ گُل نشدهی فوروارد، غنچه است.
17- ضربهی "زیبا"ی فوروارد، دروازهبان را "زشت" کرد.
18- دروازهبان با گُل واژه، حرف میزند.
19- داور بزرگبینیام را در آفساید تشخیص داد.

اندر حکایت گرفتن کارت هدیه و قهر نمایندگان مجلس و گند زدن بعضی ها و .....:
وکیل نازنینم قهر کرده
و صد آه و فغان در شهر
مواجب چون به روی او شده قطع
به کام خود غذا را زهر کرده
پ.ن:معنی مواجب را می تونید از سعید قشنگه! بپرسید.........
من از دست وکیلان در عذابم
ز استعفایشان در پیچ و تابم
الهی که شود تعطیل مجلس
که من آسوده در کنجی بخوابم
.....
حافظ+بنده:
«دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود»
در آن پیاله کارت هدایا مچاله بود
پ.ن :البته در بیداری بحمدالله کارت های هدیه صحیح و سالم به دستمان رسید! .....
خبر:کشف اقدامات عجیب و غریب مدیران دولت احمدی نژاد در بهره برداری از بیت المال موجب شوکه شدن و حیرت معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده است.
تنبان مرا جای بلندی بگذارید
تا هر که ببیند بکند از هنرم یاد
آن گونه زدم گند به هر تپه که دیدم
کز بوی خوشش رعشه به جان و تنم افتاد

رضا زارعی(بچه کتَک!):
ای نان:
می درخشد نان به مانند نگین
بر سرانگشتر هر سرزمین
اشتغالم شد، ز راهش جفت و
جور
چون به سویش میروم صبح وپسین!
پس برآن افسونگری و جاذبه
وان توان دولتش
، صد آفرین!
ای بنازم نان! مرام و همتت
چون شدی با هستی مردم عجین
مثل بنزین ، با کلاسی و چو مرغ
بی قرینی، بی قرینی ، بی قرین!
محض صید کامل یارانه ها
درکمینی ،در کمینی، در کمین!
یک زمانی جانفزا مثل رطب
یک زمانی جان ستان ، مانند مین!
از انرژی معرفت دادی گهی
گاه برخی را فزودی ظلم وکین!
گه شدی جفتک به سوی این و آن
گاه دستی مهربان بر آن و این!
عده ای را جست و جو دادی و فکر
بعد، ایشان را نمودی اهل دین
عده ای رادین شدی بی فکر و عقل
بهر قتل مرتضی ها ، با یقین!
عده ای را هم سوا کردی به کل
مثل حیوان ها رها روی زمین
هرچه هستی معده را زیبنده ای
ای وجودت سفره را رکنی رکین!
وزنه برداران اگر وزنه زنند
این تویی در وزنه
ها وزنی وزین!
چون گرفتم خربزه گفتا به
من
یک
رفیق شوخ طبع و نکته بین:
زارعی! رو فکر کسب نان
بکن
خربزه
آب است، مرد نقطه چین!


زرويي نصرآباد ميگويد:تهمایۀ طنز تلخ است، مثل قهوه که هرچه هم شکر به آن بزنی، اگرچه ابتداشیرینیاش را حس میکنی؛ اما چیزی که در دهانت تهنشین میشود و مزهاش میماند، همان تلخیست