گزارش 24 بهمن ماه91

پيامك اين هفته:

ز دست چرخ و فرمون هر دو فرياد
كه ماشين هنر در چاله افتاد
به دنيا هر كه جايي گير دارد
كه باشد خاطرش يك جور ناشاد
و فعلن ريش ما باشد عزيزان
به دست حضرت والاي ارشاد


ادامه نوشته

گزارش 17 بهمن ماه 91


اين هفته هم جلسه ي ما در دنياي مجازي برگزار شد
پيامك اين هفته:

چراغ انجمن خويشش بسوزد
چراغي از پس و پيشش بسوزد
چراغ نيش و نوش طنز ما را
«هر آن كس پف كند ريشش بسوزد»
دوبيت ارسال كن سويم كه دشمن
رسيور با دو تا ديشش بسوزد
ادامه نوشته

گزارش 10 بهمن 91

باز خورديم بر در بسته
تا كه ما را كنند دل خسته
ما ولي مي زنيم محكم و قرص
حرف خود را دقيق و پيوسته

اين هفته هم حرف دلمان را به جاي گفتن در انجمن در دنياي مجازي مي زنيم كه فكر مي كنيم كاربردش خيلي بيشتر باشد.

نكته ي جالب قضيه اينه كه مؤسسه ي فرهنگي هنري انجمن طنز فارس كه ما باشيم تنها انجمن طنزي در ايران است كه با مجوز اداره ي ارشاد قانونن و پس از طي هفتاد خوان رستم !!ثبت شده و از زمان ثبت تا چند هفته پيش جلسات خود را در تالار حافظ به طور منظم برگزار مي كرد حالا همين اداره ي محترم يه قفل گنده زده بر در ِ انجمن البته با عنواني محترمانه كه به علت برگزاري مراسم خاص اين روزها سالن ها اشغال است!! البته انجمن هاي ديگر هم كه در تالار حافظ برگزار مي شد شامل اين قفل گنده شده اند .

پيامك اين هفته هم طبق معمول به سوي اعضاء شليك شد:
ادامه نوشته

گزارش سوم بهمن 91

اين هفته هم به لطف صاحب خانه ي عزيز (اداره كل ارشاد فارس) جلسه ي ما برگزار نشد ولي چراغ رندكده را كماكان روشن نگه مي داريم تا صاحب خانه اجاره نامه امان را تمديد كنه!چه جلسات ما برگزار بشه و چه نشه ما رسالتمونو به شدت هر چه تمام تر به انجام مي رسونيم و از طريق شبكه ي جهاني رندكده حرف دلمونو به گوش جهانيان مي رسونيم!!



از سوی مرکز فرماندهی پیامکی انجمن طنز فارس ( جناب بلبل شیراز) دررابطه با تعطیلی های اخیر انجمن این پیامک برای اعضاء مخابره شد :
ما طنز نویسیم و ز یک فامیلیم
چون بچه ی آدم پدر هابیلیم
هر گز نکنیم ترک یکدیگر را
هر چند برای مدتی تعطیلیم

در جواب بعضی ها چنین فرمودند:

رحیم پیمان:
هر که آمد می کند یک جور ما را انگولک
بعد از آن هم می کند حتمن شما را انگولک
انگولک دادن به کار دیگران دارد ثواب
انگولکچی می کند حتی خدا را انگولک!!

محمد جاوید:

با بستن انجمن چه کس شاد شود؟
بی طنز چه کس ز غصه آزاد شود؟
هر کس به سرش خیال تعطیلی ماست
ای کاش به راه راست ارشاد شود!!
ارشاد اگر نشد ، دعایم این است
هر روز اسیر گشت ارشاد شود

واضح و مبرهن است که در این جا چون از ارشاد در دو معنی استفاده شده ایراد قافیه ای وارد نیست گفته باشم!
علی فروزانفر:
باشد همه جا نمره ی تو بیست رفیق
در پای دلت همیشه آبی ست رفیق
من هم دل و هم زبان و همراه توام
تعطیلی انجمن مهم نیست رفیق

علی اصغر نجفی(اغو):
آری همه مان ز یک فک و فامیلیم
از فرقه قابیل که نه، هابیلیم
شهر گل و بلبل است و ما اهل قلم
در طنز نویسی همگی تکمیلیم
هر چند که ما را رد و تکذیب کنند
امابه خدا که لایق تجلیلیم

عبدالمحمد صفا زاده:
گر شد این انجمن کنون تعطیل
پا کنی کن مخت کمی با بیل
تا شود طنز تو قوی شب عید
گر کنی قاطی اش کمی آجیل

یدالله محمودی:
اوضاع بد زمانه هردمبیل است
ترس تن زخم خورده از قابیل است
از شهر خبر رسیده است :انجمنت
تا هرچه که «آدم» نشوی تعطیل است

بهرام غلامی(آبدانیو):
هر چند که شعر و طنز ما تکمیل است
تالار غزل مضحک و هردمبیل است
فرقی که نداره شنبه یا هر شنبه
هر روز خدا محفل ما تعطیل است
***
اشعار خودت به برگ کاهی بنویس
از مار و شغال و اره ماهی بنویس
خواهی نکنند انجمن را تعطیل
از باد دل و شعر فکاهی بنویس!!

هدایت الله تهرانی نوبندگانی:
ای فهندژ تو بی نظیر و بدیل
ای چو گربه سر و درشت سبیل!
انجمن از چه رو شده بی کس؟
من ندانم که چیست حرف و دلیل
علتش چیست؟ کرده یک طناز
وصف از انگلیس و از چرچیل؟
یا که تشبیه کرده شخصیتی
به اوران اوتان و به یوز و گوریل!
یا که خوانده است شخص مسئولی
بی بخار و ضعیف و هردمبیل!
یا که انگیزه ی دگر دارد؟
به چه برهان شده است آن تعطیل؟
روی این اصل من نه بتوانم
نظری داده یا کنم تحلیل
پس نرفته اگر زیادت طنز

اَسُمَت *نیست گر ته پاتیل

پاسخی ده که با خبر گردم
در جوابت سپس کنم تعجیل
پس از آن پاسخی دهم شیرین
به ز خرما و خارک و نارگیل


*اَسُم=كفگير

کمال سام:
عجب تعطیلی دبش و زمختی
بپا در این رکود از پا نیفتی
من و این بلبل شیراز با هم
بیفتادیم توی چاله جفتی
که گفتم کار طنز ما تمام است
ولی ای سام این  را شل تو گفتی

منصور کیانی:

گروهی رند و هم طنز آفرینیم
نجیب آزاده آری این چنینیم
هدف جز نکته پردازی نداریم
شروری و دغل بازی نداریم
دو تا دندان لق داریم و لا غیر
زبان حرف حق داریم و لاغیر
اسیر و بندی وجدان خویشیم
برای دلخوران سوپاپ کیشیم
نه خود بین و نه حراف و زبان باز
فقط شوخ و نظر بازیم و طناز
به کاری جنبل و جادم نکردیم
و مدح ناکس ریقو نکردیم
نشاید ترک این رندی نمودن
به خانه عاطل و باطل غنودن
به هر شکلی شود تعطیل تالار
اگر این جا نشد ...چار سوق بازار
نباید ترک یاران کرد هرگز
الو ...جاوید و پیمان و فهندژ

چند كار از بچه هاي انجمن هم بخونید:
ادامه نوشته