ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک):

ازعشق تو اندر سکراتم تو بمیری
 پولدار تو نیستی که بگردی به فدایم

بهرام غلامی (آبدانیو(:

ازعشق تواندرسکراتم توبمیری
من عاشق آن هردولباتم توبمیری

منوچهر بنان ماه:

از عشق تو اندر سكراتم تو بميري
خواهان كمي آب حياتم تو بميري
.

شهدخت روستایی فارسی:


ازعشق تو اندرسکراتم تو بمیری
من حافظ شیرین حرکاتم تو بمیری 
افسوس شده بسته پروبال من طناز
ورنه که خودم شاخه نباتم تو بمیری
حاجت به طلب چون قلمم آب حیات است
من منبع خیر و برکاتم تو بمیری
****

شنیدستم که گردیده سرت طاس
و دارد میدرخشد مثل الماس 
اگر خواهی که شب راحت بخوابی
نگیر از درد دندانت تو وسواس 
از آنجا که کچل پولش زیاد است
بکش بر روی پول خود تو خرناس
خودت را جرنده وقتت زیاد است
دمی که میروی تو لای کرباس

علی اصغر نجفی(اغو):

ومن دارای شغل خاص هستم
نپنداری ولی کناس هستم
سری دارم که گوجزو_سرانم
رئیس ثابت اجلاس هستم
اگرچه ضد لاس وضد ماسم
همیشه توی لاس وگاس هستم
***
ازعشق تو اندر سکراتم تو بمیری
درپیش توجزء حشراتم تو بمیری

ازعشق تواندرسكراتم توبميرى


بعضی از کار های خوانده شده:

محمد جاوید:


ملوانان آمریکایی آزاد شدند:

ای کاش که هر کجا که لازم باشد
عقل و خرد و شعور حاکم باشد
دلواپس بی خرد ز بی عقلی خود
همواره به سوی جنگ عازم باشد
****
در خصوص برجام:

ای کاش که برجام سرانجام بگیرد
این گربه به وجد آمده آرام بگیرد
ای کاش پس از این همه اما و اگرها
«
مشتی حسن»از دست «باراک»جام بگیرد
***
خیزید و خز آرید که برجام رسیده

این جنگ و جدل ها به سر انجام رسیده
لبخند به لب گفت« ظریفی» که حریف است
ای هموطنان لحظه ی فرجام رسیده
گفتند که رنگین بشود سفره ی مردم
ای گشنه بیا موقع اطعام رسیده است
برداشته شد قفل در و پیکر تحریم
هنگام شمارش شده ، ارقام رسیده
بشمار «حسن» پوند و دلاری که گرو بود
زوریدن این قوم به اتمام رسیده

****
رد صلاحیت گسترده کاندیداها توسط شورای نگهبان
:

هرچند که اقتصاد ویران داریم
بیکاری و فقر هم فراوان داریم
با این که به روی سفره مان چیزی نیست
ما باز نظر به سوی لبنان داریم
با این همه مشکلاتمان باید گفت
صد شکر که شورای نگهبان داریم
بر راستی و صداقت این شورا
وارونه بگوییم که ایمان داریم

****
یک  دخترمو بلوند من را «اد»  کرد

ابراز وفاداری بیش از حد کرد
تأیید نمود چشمم او را ،اما
شورای نگهبان دل او را رد کرد

جواد فرج پور:

)
از عشق تو اندر سکراتم تو بمیری(
در بستر ودرحال مماتم تو بمیری
اسطوره ی نامردی ام و اوج شقاوت
در فکر عبور از عرصاتم تو بمیری
در زندگی ام خیر وثوابی که نکردم
حالا پی کسب حسناتم تو بمیری
در کاسبی ودکه ی خود گوش بریدم
اکنون پی جبران ونجاتم تو بمیری
بر اهل وعیالم همه ی عمر خسیسم
الگوی سخا وصدقاتم تو بمیری
هر ضربه ی تو بر سر ما عین ثواب است
عمری هدف این جمراتم تو بمیری
چون یوسف کنعانم واز دست زلیخا
در حال فرار از خلواتم تو بمیری
جانم به فدای شه خوبان که چنین گفت
من کشته ی اشک وعَبَراتم تو بمیری
از تلخی طنزم به لبی خنده نیاید
شیرینی قند وشُکلاتم  تو بمیری


ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک):

1-"شمسی"، در ماه" قمری" متولّد شد!
2-
پایم که به خواب رفت، جوراب اش را دزدیدم!
3-
برای پیشگیری از"گاز" گرفتگی، به بخاری ها واکسن زدم!
4-
در شبستان، "آفتابی" شدم!
5-
صدای "کف" بلند شد در رختشویی، وقتی دست هایمان را به هم زدیم!
6-
هوس سرودن می کنم، وقتی با"غزل" هستم!
7-
آدمِ"لارژی" بود، با اندازه ای مِدیوم!
8-
با شکستن سدّ کنکور، دانشگاه ها روی آب رفتند!
9- "
کاندُم" می فروخت، پلیسِ"پیشگیریِ" باز نشسته!
10-
زیرِ طاقِ اَبروش، چیش گُذُشتم!
11-
تُ "بارِش" رَف، گمرک گواهیِ فوت صادر کرد!
12-
بَرِی کُوش رفتن، کُوشِشِ دَروُرد!
13-
بَرَم خوراک "کشید"، وَجِ اَسُّم بُ مداد!
14-
با "قلم" ، پای درخت به شعر باز شد!
چم واژه های شیرازی:
طاق : قسمتی از کوچه که روی آن اتاقی ساخته شده باشد
چیش : چشم
چیش گُذُشتم : بازی چشم گذاشتن
تُ : تا
بارش رف : بار اش رفت
بارِش رف : بچۀ مرده به دنیا آورد
بَرِی : برای
کُوش رفتن : نوعی بازی شیرازی که چند نفر بحالت رکوع قرار می گیرند و یکی از روی آنها می پَرَد
کُوشِشِ : کفش اش را
در وُرد : در آورد
وَجِ : بجای، در عوضِ
اَسُّم : کفگیر
بُ : با


هدایت الله تهرانی نوبندگانی:

ازعشق تواندرسکراتم توبمیری
فرسوده ودرحال مماتم توبمیری
جان میکنم ومنتظرلحظه ی موتم
یارا بده ازمرگ نجاتم توبمیری
خواهی برسدگرتومراعمردوباره
بوسی بده! چون حب نباتم توبمیری
ازحسن خدادادی خودازره انفاق
ده صدقه ای وخمس وزکاتم توبمیری
من تشنه لبم برلب دریای وجودت
پیموده پی آب فراتم توبمیری
من بارخ زیبای توآهوی رمیده
بایک حرکت! کیشم وماتم!توبمیری
وصلت نشودگرزسرلطف میسر
ماتم زده درجسرصراتم توبمیری
اعمال من غمزده بیندچومحاسب
درقعرجحیم ودرکاتم توبمیری
پس پیشترازآنکه عذابم بچشانند
قدری بچشان آب حیاتم توبمیری