رنـــــــدکــــــده
ورود برای عموم به صرف یک فنجان قهوه قند پهلو آزاد است 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

جلسه ی این هفته هم در موعد مقرر در  تالار حافظ بر گزار شد

پیامک دعوت نامه:

ای که طنازی و اهل قلمی
آذری و عربی یا عجمی
بارها گفتمت این را که عزیز
در مبان دل ما محترمی
مرحمت کرده و این هفته گذار
به سر و دیده ی ما هم قدمی

جواب ها به پیامک:

الهه خدام محمدی:

هم که اهل قلم هم شیرازم
هم زرنگ و زبل و طنازم
می کنم لحظه شماری هر دم
تا که آیم سویتان با پرواز
آنتونف نه توپولف نه با بال
مثل یک کفتر عاشق یا باز
می کنم سعی خودم تا سر وقت
من الهه برسم گرچه به گاز

عبدالمحمد صفا زاده:

به سراغ فهندژ ار آیید
نرم و آهسته گام بردارید
چون که گفته قدم به دیده ی من
پس قدم بر دلش فرو آرید
چشم، آیم به انجمن بلبل
گرچه از بخت بد زنم زایید

رحیم پیمان:

من معتقدم که زندگی یک بازی است
میدان کسان راضی و ناراضی است
آن کس که شکایت بکند از دنیا
از خنده به دور و غافل از طنازی است



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 ] [ 23:50 ] [ دبیر وبلاگ ]

جلسه ي امروز هم در همون ساعت و مكاني كه مي دونيد برگزارشد

پيامك دعوت نامه:

شما كه طنز پردازي رشيدي
براي نسل آينده اميدي
تمام هفته توي انجمن ها
نترسي از ترور يا از اسيدي
نمي دانم چرا پس چارشنبه
ميان محفل خود ناپديدي؟

جواب ها به اين پيامك:

رحیم پیمان:

هشت روز هقته را در انجمن ها ظاهرم
چون که من یک آدم بی شیله و خوش باورم
هر که دعوت می کند فورن به آن جا می روم
بی هدف در این محافل آس و پاس و منترم

علی اصغر نجفی(اغو):

اگر چه من ز دنیا نا امیدم
دچار درد روحی شدیدم
و زیر بار خرج زندگانی
چو خط منحنی عینن خمیدم
ولی از حیث طنز و شعر گفتن
خدا را شکر بنده رو سفیدم
لذا تشریف می آرم به محفل
که طنازی به قول تو رشیدم

شهدخت روستا:

اگر این هفته را خدمت رسیدم
به سوی انجمن شاید پریدم
گرفتارم در آن ساعت عزیزم
اگر در پیش چشمت ناپدیدم

بهزاد اکبری:

من و ما جملگی گردن کلفتیم
مخالف با دروغ و حرف مفتیم
رشید و قد بلند و زورمندیم
قلم در دستمان، قداره بندیم!
هر ان جا که ستمگر هست و ظالم
نماند در تنش یک جای سالم
کلنگ ما قلم باشد برایش
شود با طنز ما ویران سرایش
کجایید ای یلان طنز پرداز
رسیده چارشنبه روز پرواز
بیا سیمرغ من با چشم نافذ
به کوه قاف در تالار حافظ!
بیا که وقتمان تنگ است و کوتاه
نرو در ناکجا برکرد در راه

عبدالنبی زارع:

فهندژ جان تو که نخل امیدی
خیابان در خیابان می دویدی
رسیدی انجمن یا نه مهم نیست
فقط در راه چند تا نان ندیدی؟
اگر نان های من پیش شما نیست
چرا لب های خود را می کزیدی؟


ادامه مطلب
[ چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 ] [ 19:12 ] [ دبیر وبلاگ ]

جلسه ي امروز هم در همون ساعت و مكاني كه مي دونيد برگزارشد

پيامك دعوت نامه:

پريشب خواب مي ديدم به شيراز
به همراه قشوني طنز پرداز
سر ساعت بدون عشوه و ناز
.

شده بر نامه ي اين هفته آغاز
پيامك داد شخصي زيركانه
شتر در خواب بيند پنبه دانه


جواب ها به اين پيامك:

شهدخت روستا:

گمونم جاي خوابت گود و تل هست
يا اين كه ذره اي ماس  تو شل هست
بگو دروازه قرآن را ببندند
قشوني را كه مي ديدي مغول هست
نمي بيني كه در شيراز هر شخص
سرساعت طرف محتاج هل هست؟
براي پا شدن از خوابت آقا
نيازِ كوفتن روي دهل هست

عبدالنبي زارع:

خوشم آمد كه گفتي خواب ديدي
درسته خشت را بر آب ديدي
فقط در خواب ممكن مي شود اين
كه ضد سنت و آداب ديدي؟
چنين خواب پريشان وسخيفي
يقين از خردي اعصاب ديدي

عبدالرضا قیصری:

بایست دوباره بی خیالی بخوریم
مانند همه شکست مالی بخوریم
یک عمر فقط غصه ی نان می خوردیم
حالا باید غصه ی خالی بخوریم



ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 ] [ 12:13 ] [ دبیر وبلاگ ]
جلسه ی این هفته هم در موعد مقرر در  تالار حافظ بر گزار شد


پیامک دعوت نامه:


تو  که طنازی و قلبت رحیمه
لبت پر خنده و روحت عظیمه
پس از یک قرن دیگر هم که مردی
برایت راه جنت مستقیمه
چهار چارشنبه رأس ساعت
بیا که انجمن تا پنج و نیمه

جواب ها به پیامک:

رحیم پیمان:

اگر طناز جایش توو بهشته
چه کس این حکم بی جا را نوشته؟
خدا این حرف را اصلن نگفته
نزن از سوی خالق حرف، زشته

جواب پیامک هفته ی قبل که از قلم افتاده بود:

چهل روز از فراق یار بگذشت
هزاران بر من بیمار بگذشت
به تهران می روم با درد جانسوز
مثال باد آن سالار بگذشت

صالح شیعاوی:

اصولن طنزپردازان رحیمند
تمامن در صراط مستقیمند
در آمار صعود نرخ خنده
تمام این رنود از دم سهیمند
پس از صد سال و اندی هم که مردند
به فکر شادی اهل نعیمند *

* نعیم:جای خوش آب و هوا در طبقه 5 بهشت


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم آذر 1393 ] [ 0:41 ] [ دبیر وبلاگ ]

جلسه امروز هم راس موعد مقرر برگزار شد. ضمنن از این هفته جلسه از ساعت 4 لغایت 5.30 خواهد بود و امروز هم رأس ساعت مقرر به جلسه پایان داده شد.

پيامك دعوت نامه:

در جمع ما بيايند افراد با سليقه
طنازو شوخ و رند و هر آدم عتيقه
بايد كه تا بيايي اين هفته زود زيرا
از ساعت چهار است تا پنج و سي دقيقه

جواب ها به اين پيامك:

شهدخت روستا:

دعوت مرا نمودي طناز با سليقه
در جمع عده اي پير از هر نظر عتيقه
بايد به جاي خنده بر حال خود بگريم
فرقي نمي كند شش يا پنج و سي دقيقه

علي اصغر نجفي(اغو):

هوا سرد است  و پوشيدم جليقه
سرم اصلاح كردم تا شقيقه
و در اين هفته زيدي را زدم تور
بيايم انجمن با يك رفيقه!

عبدالنبي زارع:

من را اگر گذارد زن كلت بر شقيقه
يا كه بخواهد از من ميلياردها وثيقه
با حيله مي گريزم ،معتاد طنز هستم
چهار و نيم ميايم، برنامه ام دقيقه



اكبر اكبر پور:

آيا كه بنده هستم خوش وق و با سليقه
يا آن كه من فسيل و نامم نهي عتيقه
مد گشته هر كسي را دعوت كني به جايي
حاضر شود به تاخير شايد چهل دقيقه
هر كس كه زود آيد در وقت و روز موعود
با انجمن صميمي با شاعران رفيقه


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 20:24 ] [ دبیر وبلاگ ]

 

جلسه ی این هفته هم در موعد مقرر در  تالار حافظ بر گزار شد


پیامک دعوت نامه:

انجمن این هفته را یادت نره
محفل مهر و صفا یادت نره
هر کسی دعوت نمی گردد در آن
چون شدی دعوت بیا یادت نره
هر چهار چارشنبه دعوتی
رفت اگر یادم ،شما یادت نره


جواب ها به پیامک:


عبدالنبی زارع:

یاد ما گر ماده باشد بهتر است
از چه می گویی که یا ما نراست!
ما برای آمدم آماده ایم
چرح گردون چرخ ماده پرور است
نه خودت نر باش و نه یادت که بد
نر شدن این روزها درد سر است

داریوش جاوید تاش:

دعوت خوب شما یادم نمیره
چار شنبه چار را یادم نمیره
محفل مهر و صفای طنز رندان
سال و ماه و هفته ها یادم نمیره
گر خدا ناکرده گیری آلزایمر
وعده ی دیدار ما یادم نمیره
شوق دیدار شما با دیده بوسی
توی قبر و توو کما یادم نمیره



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 23:59 ] [ دبیر وبلاگ ]
جلسه ي امروز به مناسبت ايام عزاداري برگزار نشد

براي اين كه بي  دشت از اين جا نرويد جواب اقتراح چند هفته پيش كه به دليل عزيمت وبلاگچي به ديار كفر در وبلاگ گذاشته نشد آورده مي شود:


نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد     حافظ

اشرف السادات كماني:

نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد
كيست در مترو و بازار قبايم بخرد؟

عبدالرضا قيصري:

 

نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد
توي ده دلبر ما يك دفه صد تا ببرد!

شهدخت روستا:

نيست در شهر نگاري كه دل ما ببر
زيركي گفتن كه بايد بروي در كلوار

حسن دانا فرد
:

نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد
يكي پيدا شده ميخواد جيگرم را بخورد


لنكراني:


جز يه گاري كه بيايد و زباله ببرد
نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد

غلامرضا مبرا:


نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد
تا مرا خر كند و عمر به يغما ببرد

عبدالمحمد صفا زاده:


نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد
لامروت اگرم هست يورورمي خواهد

خانم جعفري:

نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد
پيش از آن كه لولو آمده ما را بخورد

هوشنگ شاهنده:

نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد
تا فروشد دل و يك قوطي حلوا بخرد

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 18:52 ] [ دبیر وبلاگ ]
جلسه این هفته انجمن طنز ظاهرن برگزار شده ولی به دلیل مرخصی رفتن وبلاگچی؛فعلن وبلاگ به روز نمی شود.دوستان اگه مطلبی دارند در قسمت نظرات درج کنند 

 

اینم پیامک دعوت نامه این هفته:

بیا که مخلص طنز شماییم

ارادتمندتان تا انتهاییم

نرو این چارشنبه جای دیگر

به یک دیدار خالی هم رضاییم

بیت اقتراح هم این بود…

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

 

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ 17:2 ] [ دبیر وبلاگ ]
جلسه ي امروز انجمن در همان وعده گاه هميشگي برگزار شد و به علت درگذشت يكي از اعضاي انجمن خانم زهرا احمدي منش كه در سانحه ي تصادف (در جاده طوس) از دنيا رفتند حال و هواي ديگري داشت و بيشتر كارهاي ارائه شده امروز در محور اين حادثه ي دردناك بود.
مرحومه احمدي منش جواني با استعداد و بسيار پرتلاش و علاقه مند به مقوله طنز بود و در مدت كوتاهي كه كار طنز را شروع كرده بود بخصوص در كاريكلماتور بسيار پيشرفت داشت،بسيار خوش مشرب و پرجنب و جوش و با اخلاق بود.

هيئت مؤسس و هيئت مديره مؤسسه ي فرهنگي هنري انجمن طنز فارس اين ضايعه ي جبران ناپذير را به خانواده محترم ايشان و تمامي اعضاي انجمن و همه ي هنر دوستان تسليت عرض مي نمايد.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ] [ 20:47 ] [ دبیر وبلاگ ]

جلسه ی این هفته به دلیل اشغال تالار حافظ بر گزار نشد

پیامک دعوت نامه:

این هفته نیا که  انجمن تعطیل است
چون محفل دیگری در آن تشکیل است
در خانه بمان و طنز خوبی بنویس
با سوژه داعش که چو عزراییل است    (رحیم پیمان)


جواب ها به پیامک:

بهرام غلامی:

هر جند که از شما کمی دور شدیم
با طنز و جک و ترانه مشهور شدیم
چشمم که به دست تیغ دکتر دادیم
دیدی که چگونه ناگهان کور شدیم

رضا  زارع:

بگو پیمان که ای جان برادر
کلاهت را بکن قاضی تو آخر
قسم خوردم به جان هر دوتامان
مرا این شعر ناید از تو باور


ادامه مطلب
[ چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 ] [ 22:47 ] [ دبیر وبلاگ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

زرويي نصرآباد ميگويد:ته‌مایۀ طنز تلخ است،‌ مثل قهوه که هرچه هم شکر به آن بزنی، اگرچه ابتداشیرینی‌اش را حس می‌کنی؛ اما چیزی که در دهانت ته‌نشین می‌شود و مزه‌اش می‌ماند، همان تلخی‌ست
*********************
تمام رندها از یک قماشیم
نخود هستیم و در هرگونه آشیم
هر آن کس هر غمی دارد بخندد
که ما رندانه در هرجا باهاشیم
...............................................
طنز پردازيم و ذوقي اين هوا داريم ما
چار شنبه ها به دورهم صفاداريم ما
پس بيا تالار حافظ اندكي مانده به پنج
گرمي اين انجمن را از شما داريم ما

**************************
این وبلاگ متعلق است به موسسه ی فرهنگی هنری انجمن طنز فارس و قرار است آثار طنز اعضای این انجمن كه در جلسات هفتگي ارائه مي شود در این جا رونمایی شود.
این انجمن اولین انجمن طنزدر فارس و یا شاید در کشور است که بر اساس مجوز اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس در سال 1388 در اداره ی ثبت شرکت ها به شمارۀ 1452 به ثبت رسیده است.
جلسات انجمن چهار شنبه هر هفته از ساعت4.5تا 6.5 بعداز ظهر در تالار حافظ واقع در شیراز چهار راه حافظیه برگزار می گردد و ورود براي همۀ طنز دوستان آزاد است.

اعضا هيئت مؤسس انجمن :

1- سيد جعفر پيراسته
2- محمد جاويد

اعضاء هيئت مديره:

1- رحيم پيمان

2- اسدالله فهندژ سعدي

3- عبدالمحمد صفا زاده
بازرس:

داريوش جاويد تاش

*************************
از نظرات سود مند خود ما را در قسمت نظرات و يا در قسمت (تماس با ما) بهره مند نماييد.
امکانات وب
  • حمزه
  • خوانندگان و بازیگران
  • قالب وبلاگ